Sabit Konular>>saytı yaxşı görmək üçün firefoxdan istifadə edin
+ Reply to Thread
2 səhifədən 2-cisi BirinciBirinci 1 2
11`dan(dən) 16`ə(a/ya/yə) qədər. Cəmi 16.

Mövzu: آموزش زبان تركي آذري

  1. #11
    müdürlər naziri azarbayjan's Avatar
    Qeydiyyat
    Apr 2008
    Ünvan
    Azərbaycan
    İsmarıclar
    948

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,432,294
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    3,548
    Thanked 2,033 Times in 649 Posts

    Əsas seçim

    درس سوم آموزش زبان تركي : بن شناسي
    «كؤك» ، «ريشه» و «بن» ، كلماتي هم معني هستند كه با يك مفهوم در ادبيات تركي ، فارسي و عربي مورد استفاده قرار مي گيرد. بن كوچكترين ، خالصترين و تجزيه ناپذيرترين قسمت يك كلمه مي باشد. در واقع كلمات قابل تجزيه به اجزاي اصلي هستند و آنچه ديگر تجزيه نگردد ، ريشه آن كلمه مي باشد. kök
    همانطور كه در درس اول ذكر شد ، زبانهاي تصريفي مانند عربي و فارسي (خصوصاً فارسي) نمي تواند بن كلمه در در ساختارهاي جديد و كلمات جديد حفظ نمايد و چنان صورت تازه اي در كلمات جديد پيدا مي كنند كه گاهي يافتن ريشه اصلي آن بسيار سخت است. براي نمونه در فارسي از فعل امر از مصدر «ديدن» مي شود: «بين». ريشه «ديد» چه ارتباطي به «بين» دارد و شخص از كجا مي تواند با مشاهده واژه هاي «بينا ، بينش ، خوش بيني و ...» احتمال بدهد كه ريشه همه اينها «ديد» است ، مگر آنكه قبلاً اين موضوع را شنيده يا حفظ كرده باشد.
    زبانهاي التصاقي مانند تركي چنين نيستند. ريشه كلمه هميشه سالم و دست نخورده باقي مي ماند ، آنهم در ابتداي كلمه. نه حروف آن جابجا شده و بهم مي ريزد ، نه موقعيت آن تكان مي خورد ، بلكه هر تغييري هست ، بصورت اضافه شدن و التصاق يك پسوند جديد (به عبارت دقيقتر پي افزوده) به انتهاي ريشه ايجاد مي شود. مثلاً براي معادل همين مصدر ديدن (گؤرمك) در تركي داريم:
    گؤر (به عنوان ريشه) ـ گؤروش (ديدار) ، گؤركم (نماي خوب) ، گؤركملي (ديدني) ، گؤروم (يك بار ديدن) و ....
    يا در عربي بايد بدانيم «موذي» و «اذيت» همريشه اند و به اين شكل درآمده اند. البته در زبان عربي طبق قانون و نظم خاصي اين تغييرات صورت مي گيرد ولي به هر صورت ريشه سه حرفي كلمه نمي تواند هميشه خود را يكپارچه نگه دارد و در ساختن كلمات جديد سازه آن فرو مي پاشد.
    görüm - görkəmli - görkəm - görüş - gör - görmək
    شناسائي بن در تركي
    شناسائي بن يا ريشه در تركي نسبت به زبانهاي ديگر بسيار آسان است. از اين لحاظ آسان است كه منطبق بر اصول و روابط منظمي است كه براي كسي كه اين زبان را نمي داند يا آشنائي با علم ريشه شناسي ندارد ، مي تواند ريشه كلمات تركي را حدس بزند. از اين رو كار يك واژه شناس يا اتيمولوژيست در تركي آسانتر است. از طرفي كلمات تركي به هر زباني بروند و هر صورت جديدي به خود بگيرند ، بالاخره اصالت خود را حفظ كرده و تعلق خود به زبان تركي را نشان خواهند داد.
    ريشه در تركي همان است كه در ابتداي كلمه مي آيد. چراكه در زبان تركي ، پيشوند وجود ندارد و تمام كلمات از اضافه شدن پسوند (بگوئيم پي افزوده) به انتهاي ريشه حاصل مي شود. پس براي يافتن ريشه كلمه بايد سراغ ابتداي كلمات را بايد بگيريم.
    اينكه ريشه بيش از 90% كلمات تركي تك هجائي است ، كار ما را بسيار آسان مي نمايد. چرا كه كلمه را تا رسيدن به يك ريشه تك هجائي دنبال مي كنيم. حتي نظريه اي وجود دارد كه مي گويد: «زبان تركي تك هجائي است». البته اين نظريه اثبات نشده است ، چون ما بعضي ريشه هاي تك هجائي را ديگر نمي شناسيم و صورت هزاره هاي پيش آنرا نمي دانيم. [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]است؟ با اينهمه در تركي غالباً با فعلهايي مانند زير سر و كار داريم كه تك هجائي هستند: قاچ (فرار كن) ، آش (يك بلندي را بالا برو و پائين بيا) ، چيخ (بالا بيا) ، يئن (پائين برو) ، مين (سوار شو) ، آت (بيانداز) ، سر (پهن كن) ، سيل (پاك كن) و ... .
    sil - sər - at - min - yen - çıx - aş - qaç
    با علم به اين مسائل ، سراغ چند كلمه مي رويم تا ريشه آنها را پيدا كنيم:
    الك (غربال): در اصل از مصدر «اله مك» (غربال كردن) است كه پي افزوده «ك» آنرا به اسم تبديل كرده است. پس ريشه آن فعلاً «اله» (غربال كن) است. از طرفي ريشه دوهجائي «اله» داراي ريشه تك هجائي «ال» (دست) است كه مفهوم الك كردن هم از همين ريشه استنباط مي شود.
    əl - ələ - ələmək
    بورون (دماغ): چون دو هجائي است ، شك داريم كه ريشه اصلي باشد. سراغ هجاي اول آن «بور» مي رويم كه از مصدر «بورماق» (انحنا دادن)است و كاملاً معناي دماغ از آن قابل تشخيص است.
    بوشانماق (طلاق گرفتن): هر چند اين كلمه خود مصدر است اما بخاطر چند هجائي بودن ، احتمال بايد داد كه ريشه خالص و ناب نيست. با حذف نشانه مصدري «ماق» به «بوشان» (طلاق بگير) مي رسيم كه يك فعل لازم است و از فعل متعدي «بوشا» (طلاق بده) حاصل شده است. باز مي توان احتمال داد كه «بوشا» هم ريشه اصلي نيست چراكه دوهجائي است. ريشه تك هجائي ابتداي آن «بوش» (خالي) است كه مفهوم «خالي كردن ، عدم پشتيباني ، تنهائي» را مي توان از آن استنباط نمود. لذا ريشه «بوشانماق» ، اسم «بوش» است.
    boş - boşanmaq - boşan - boşa
    نوع بن : بن يا ريشه لزوماً يك فعل نيست. ممكن است اسم ، صفت ، عدد و حتي صداهاي طبيعي پرندگان و حيوانات هم باشد. در بحث فوق ديديم كه ريشه «بورون» يك فعل است اما ريشه الك يا بوشانماق يك اسم بود. در زبان تركي از اسم مي توان فعل ساخت و بالعكس از فعل هم مي توان اسم ساخت كه در درس پي افزوده ها آنرا ياد خواهيم گرفت.
    به ريشه اصلي اين كلمات دقت كنيم تا ببينيم از چه تشكيل شده است:
    گؤزل (زيبا) : از اسم گؤز (چشم) تشكيل يافته است.
    اودون (هيزم) : از اسم اود (آتش) ايجاد شده است.
    قاپي (در) ، قاپقا (دروازه) ، قاپاق (سرپوش) ، قاپيق يا قابيق (پوست ميوه): همگي از فعل قاپماق (پوشاندن ، بستن) خلق شده اند.
    گئجه (شب): از اسم گئج (دير) به وجود آمده است.
    gecə - qapı - odun - gözəl
    مي بينيم كه با كمي زحمت و آشنائي با افعال و ريشه هاي تك هجائي مي توان ريشه كلمات تركي را تا تك هجا بودن دنبال كرد. حال واژه هاي يك زبان با اين نظم و قانون به هر زبان ديگري منتقل شوند ، باز مي توان تركي بودن آنها را اثبات نمود. براي نمونه:


    يافتن بن كلمات تركي در عربي
    در زبان عربي كلمه «قلعه» ريشه اي به نام «قلع» ندارد كه از آن ايجاد شده باشد. در تاريخ اين كلمه نيز اشاره اي به قلعه سازي عربها نشده است بلكه آنها چادر نشين بودند. اين كلمه همان «قالا» در تركي از ريشه «قالماق» (ماندگاري) است كه اتفاقاً واژه نزديك آن به نام «قالاق» (هيزم يا سوخت روي هم چيده شده جهت آذوقه) همكنون هم در تركي وجود دارد.
    در عربي واژه «مأوا» يا خانه و مسكن بر وزن مفعل از ريشه تركي «ائو» (خانه) به وجود آمده است.
    ev - qala - qalmaq - qalaq - qalamaq
    يافتن بن كلمات تركي در فارسي
    [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]كه همينطور اعداد را دنبال آن مي چينيم؟ «قلو» در فارسي وجود ندارد. اصلاً «دو» در «دوقلو» عدد دوي فارسي نيست. همانطور كه دو در «دوجين» يا «دوبله» فارسي نيست. اين كلمه بصورت يكپارچه است و در اصل «دوغولو» از مصدر «دوغماق» (زادن) است كه در تركي به معناي «همزاد» است.
    doğmaq - doğulu


    براحتي مي توان شناخت كه «قاشق» از مصدر «قاشيماق» (خراطي كردن) است و با شناخت تاريخي اين موضوع و پي بردن به اينكه اولين قاشق از خراطي كردن روي يك چوب بدست آمده است ، مفهوم آنرا مي پذيريم.
    كار سختي نيست اگر روي ريشه دلمه (دولماق = پر شدن) فكر كنيم. dolmaq - qaşımaq - qaşıq
    به همين ترتيب مي توان ريشه تركي كلماتي مثل اين كلمات را يافت:
    كمك ، كرنش ، چكمه ، ساناز ، قيمه ، قورمه ، يونجه ، يغما ، سرمه ، قابلمه ، تابه ، دشمن ، يورش ، سراغ

    ANA YURDUM AZERBAYCAN

    آنا یوردوم آذربایجان


  2. The Following 3 Users Say Thank You to azarbayjan For This Useful Post:

    Bobi (Saturday 3 April 2010-1), tarkan (Sunday 4 April 2010-1), yurd sevan (Friday 27 February 2009-1)

  3. #12
    müdürlər naziri azarbayjan's Avatar
    Qeydiyyat
    Apr 2008
    Ünvan
    Azərbaycan
    İsmarıclar
    948

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,432,294
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    3,548
    Thanked 2,033 Times in 649 Posts

    Əsas seçim

    درس چهارم : پيوندها (1)


    پيشتر گفتيم كه در زبان تركي پيشوند استفاده نمي شود بلكه زباني است بر اساس پسوندها. پسوند همانطور كه از نامش پيداست ، آخرين افزوده به ريشه است درحاليكه در تركي ممكن است چندين افزوده به انتهاي ريشه وجود داشته باشد. براي نمونه افزوده ها به انتهاي بن «داغ» را ملاحظه كنيد: داغ – داغدا – دغداكي – داغداكيلار – داغداكيلاردان – داغداكيلاردانيميش – داغداكيلاردانيميشلار
    dağdakılardanımışlar - dağdakılardanımış - dağdakılardan - dağdakılar - dağdakı - dağda - dağ
    مي بينيم كه در زبان تركي مانند زبان فارسي تنها يك افزوده به انتهاي بن نداريم كه لاجرم نام آنرا «پسوند» بگذاريم بلكه ممكن است بيش از ده افزوده به انتهاي ريشه اضافه شوند. آيا مي توان همه را پسوند نام گذاشت؟ نه! آيا مي توان تنها آخري را پسوند ناميد و بقيه را بدون نام رها كرد؟ البته كه نه! لذا از اين به بعد هر نوع افزوده به انتهاي ريشه را «پي افزوده» يا «پي وند» (پيوند) خواهيم ناميد. پس پيوند داراي وظيفه و نقشي گسترده تر و متفاوتتر از پسوند خواهد داشت.
    بحث پيوند در تركي مانند بحث پسوند يا پيشوند در فارسي مختصر و كوتاه نيست. اين قسمت از ادبيات تركي بسيار غني و گسترده است و چون اساس تركي را تشكيل مي دهند ، دقت و توجه زيادي را مي طلبند. لذا همانند [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]كه هنگام فراگيري زبان تركي هرگز به حالت قياسي با زبان فارسي مقايسه نكنيد ، چون به نتايج غلط مي رسيد (مگر اينكه روي اين قياس تأكيد كنيم). خصوصاً كساني كه ترك زبان هستند ، اين زبان را در خود تركي ياد بگيرند و دنبال معادل آن در فارسي نگردند.
    قبل از هر چيز بايد تعريفي از «پيوند» داشته باشيم تا آنرا بشناسيم. «پيوند» ها تركيباتي بسيار متنوع و گسترده هستند كه به تنهائي معني خاصي ندارند بلكه پس از تركيب با كلمات ديگر به آنها معاني و مفاهيم جديدتري مي دهند. البته نقش و وظيفه هر پيوند مشخص است ولي باز اين ، نمي تواند دليل بر معنادار بودن آنها داشته باشد. براي نمونه پيوند «لاق» مي تواند منطقه و مكان را نشان دهد مانند: چايلاق ، يايلاق ، قيشلاق و ... ، يعني نقش پيوند «لاق» دادن مفهوم مكاني به كلمه است ولي نمي توان از روي اين نقش نتيجه گرفت كه «لاق» يعني «مكان»!.qışlaq
    مسئله بسيار مهم در بحث پيوندها در تركي اين است كه آنها تابع قوانين همآوائي اصوات و همآوائي لبي هستند ، لذا قابل پيش بيني است كه يك پيوند تنها به يك صورت ظاهر نخواهد شد بلكه صورتهاي مختلفي به خود خواهد گرفت تا با انواع مصوتها خود را سازگار كند. براي قياس در نظر بگيريم كه كتاب و دفتر را در زبان فارسي مي خواهيم جمع ببنديم. مي شود: كتابها و دفترها. اما در زبان تركي مي شود: كيتابلار ـ دفترلر. پس در فارسي براي جمع بستن كافيست «ها» را در انتهاي كلمه بيآوريم ، اما در تركي اين كار با بررسي قوانين آوائي امكان پذير است.
    نشانه جمع (البته يكي از نشانه هاي جمع) در تركي ، پيوندهاي «لر ـ لار» است. اگر آخرين مصوت كلمه ثقيل باشد ، از پيوند «لار» و اگر ظريف باشد ، از پيوند «لر» استفاده مي كنيم. لذا در تركي داريم: قاشيقلار ـ آغاجلار ‍ـ قارداشلار ـ باجيلار ـ قوشلار ـ باليقلار ـ آداملار ـ خانيملار ـ اوشاقلار (دقت شود كه همگي داراي مصوت ثقيل هستند) چنگللر ـ نه نه لر ـ سئرچه لر ـ جوجه لر ـ گئجه لر ـ گوندوزلر ـ كيشيلر(دقت شود كه همگي داراي مصوت ظريف هستند)
    uşaqlar - xanımlar - adamlar - balıqlar - quşlar - bacılar - qardaşlar - ağaclar - qaşıqlar
    kişilər - gündüzlər - gecələr - cücələr - serçələr - nənələr - çəngəllər
    مثالي ديگر از پيوند شغل ساز «چي» مي زنيم. اين پيوند كه به فارسي هم رفته است ، در آن زبان با همان تك صورت ، كلمات تركيبي مانند: موتورچي ، آبدارچي ، تفنگچي ، فرشچي ، ساعتچي ، شيشه چي و غيره ميسازد ، اما در تركي بسته به نوع مصوت ، شكل خود را تغيير مي دهد و به اشكال مختلف درمي آيد.
    چي در تركي بصورتهاي مختلف «چي ، چيْ ، چوُ ، چۆ» در تركيبات ظاهر مي شود. مي خواهيم براي تمام مصوتهاي تركي اين پيوند را استفاده كنيم. كلمات زير تمام نه مصوت تركي را در خود دارند: ساز ـ دوه ـ ائل ـ يۏل ـ قوُش ـ گؤز ـ سۆت ـ ديش ـ قيْر اشتباه است اگر صورت اصلي «چي» را به انتهاي اين كلمات بيآوريم و كار خود را راحت كنيم: سازچي ـ [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]ـ سۆتچي ـ ديشچي ـ قيْرچي البته در تركي محاوره گاهي اين نوع پيوندها در دو صورت «چي ـ چيْ» به انتهاي كلمات افزوده مي شود كه باز نسبت به صورت تك شكل «چي» بهتر است اما به هر حال اشتباه است.
    با مراعات قوانين آوائي كه در دروس ابتدائي گفتيم ، بايد بگوئيم: سازچيْ ـ دوه چي ـ ائلچي ـ يۏلچوُ ـ قوُشچوُ ـ گؤزچۆ ـ سۆتچۆ ـ ديشچي ـ قيْرچيْ
    qırçı - dişçi - sütçü - gözçü - quşçu - yolçu - elçi - dəvəçi - sazçı
    شما با مراجعه به دروس قبلي علت اين مسئله را بيابيد تا در درس بعدي به بررسي دقيقتر اين مسئله بپردازيم.

    ANA YURDUM AZERBAYCAN

    آنا یوردوم آذربایجان


  4. The Following 2 Users Say Thank You to azarbayjan For This Useful Post:

    Bobi (Saturday 3 April 2010-1), tarkan (Sunday 4 April 2010-1)

  5. #13
    müdürlər naziri azarbayjan's Avatar
    Qeydiyyat
    Apr 2008
    Ünvan
    Azərbaycan
    İsmarıclar
    948

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,432,294
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    3,548
    Thanked 2,033 Times in 649 Posts

    Əsas seçim

    درس پنجم : پيوندها (2)


    پيوندهاي چند شكلي در تركي
    پيوندها در تركي مانند فارسي تك شكل نيستند ، بلكه در سه حالت زير ممكن است ظاهر شوند:
    الف ـ تك شكل : اين پيوند نيازي به بررسي مصوتهاي ريشه ندارد و هر ريشه اي باشد ، مي تواند به آنها پيوند يابد. لذا كار ما هم با اين نوع پيوندها بسيار آسان خواهد بود. البته سهم اين نوع پيوندها نسبت به دو نوع ديگر بسيار اندك و در حد شاذ و نادر است. از مهمترين پيوندهاي تك صورتي مي توان به پيوند «كن» اشاره كرد. مانند: قاچاركن (همينكه دويد ، ضمنٍ دويدن) ، باخاركن (ضمن نگاه كردن) ، سئوركن (ضمن دوست داشتن) ، سؤيركن (ضمن فحش دادن) ، گولركن (ضمن خنديدن)
    gülərkən - söyərkən - sevərkən - baxarkən - qaçarkən
    در بعضي كتابها به اشتباه ، پيوندهائي مانند «چين ، كي ، ايم ، لاق ، داش و ... » را تك شكلي معرفي كرده اند ، درحاليكه در خواهيم ديد كه اين نوع پيوندها دو شكلي هستند.
    ب ـ دو شكلي : اين پيوندها در دو صورت ظاهر مي شوند و بايد از لحاظ پيوند به ريشه با آن تطابق داشته باشند. پيوندهائي كه داراي مصوت از نوع باز مي باشند ، داراي دو شكل هستند. از مصوتهاي باز «آ ، اَ ، ائـ ، اۏ ، اؤ» مشخص است كه مصوتهاي «ائـ ، اۏ ، اؤ» نمي تواند در نقش پيوند كمك كنند ، چرا كه در درسهاي قبلي گفتيم كه صداهاي «ائـ ، اۏ ، اؤ» نمي توانند در هجاهاي بعدي بيآيند ، لذا از اين دسته ، تنها مصوتهاي «آ ـ اَ» مي توانند در نقش پيوندي پديدار شوند. از اين ميان هم مشخص است كه پيوندي با مصوت «آ» براي ريشه هائي با مصوت ثقيل و پيوندي با مصوت «اَ» براي ريشه هائي با مصوت ظريف پيش بيني شده اند. از مجموعه پيوندهائي با اين مشخصات مي توان اشاره كرد به: «ما ـ مه» (مانند: دولما ، قوورما ، ساچما ، ياغما ، ييغما ـ كسمه ، سورمه ، سورتمه ، دوگمه ، چكمه) ، «لار ـ لر» (مانند: قيزلار ، آيلار ، داغلار ، باغلار ، يايلار ـ كيشيلر ، كنيزلر ، گوندوزلر ، گئجه لر ، كندلر).
    çəkmə - dügmə - sürtmə - sürmə - kəsmə - yığma - yağma - saçma - qovurma - dolma
    kəndlər - gecələr - gündüzlər - kənizlər - kişilər - yaylar - bağlar - dağlar - aylar - qızlar

    ج ـ پيوندهاي چهار شكلي : اين پيوندها در چهار شكل متفاوت ظاهر مي شوند و كار ما براي انطباق با ريشه مانند دو حالت پيش آسان نخواهد بود. پيوندهائي كه مصوت آنها از نوع بسته باشد ، در اين حالت ظاهر خواهند شد. مصوتهاي بسته را قبلاً بصورت «اي ْ ، اي ، اوُ ، اۆ» ياد گرفتيم. پيوندهائي كه يكي از اين مصوتها را داشته باشند ، قطعاً صورتهاي ديگر آنرا نيز خواهند داشت. مثلاً وقتي پيوند «چي» را مي بينيم ، بايد پيش بيني كنيم كه شكلهاي ديگر آن بصورت «چي ْ ، چوُ ، چۆ» نيز موجود است. وقتي به اين نكته واقف شديم ، بايد سراغ انطباق هر كدام از اين پيوندها با ريشه مخصوص خود باشيم. پس سئوال درس پيش را پاسخ داديم. در تركي نمي توانيم مانند فارسي بگوئيم: «شيشه چي ، ابريشم چي ، آبدارچي ، دوغچي» ، بلكه مصوت هر پيوند بايد با مصوت ريشه تطابق آوائي داشته باشد كه در درسهاي قبلي ذكر شده است.
    با كمك درسهاي قبلي دليل چسبيدن اين پيوندها به انتهاي ريشه هاي خود را بيآبيد:
    چي : باليْقچي ْ ، ديلنچي ، يولچوُ ، سؤزچو ، سيْنيقچي ْ ، اۏدونچو ، اكينچي ، يالانچي ْ
    سيز : آدامسيز ، گؤزسۆز ، فيكيرسيز ، قۏلسوز ، ديلسيز ، جانسيْز ، يۏلسوز ، شامسيْز
    لي : شهرلي ، آنلاقلي ، دؤزوملو ، كسيملي ، قوهوملو ، باشاريقلي ، پوللو ، وارلي ، سؤزلو
    yalançı - əkinçi - odunçu - sınıqçı - sözçü - yolçu - dilənçi - balıqçı
    şamsız - yolsuz - cansız - dilsiz - qolsuz - fikirsiz - gözsüz - adamsız
    sözlü - varlı - pullu - başarıqlı - qohumlu - kəsimli - dözümlü - anlaqlı پيوندهاي اسمي و پيوندهاي فعلي
    پيوندها هم ممكن است به انتهاي اسم بچسبند و هم در انتهاي يك فعل پديدار شوند. (منظور از اسم به معناي عام يعني اسم ، صفت ، عدد و ... است) نقش و وظيفه كلمه جديد متفاوت خواهد بود. در مثالهاي فوق ديديم كه يك پيوند چه سان به انتهاي اسم افزوده مي شود. مثالي از الحاق و الصاق يك پيوند به انتهاي فعل گفته نشد. مثلاً از الحاق پيوند «يم» به انتهاي فعل «دؤزمك» (شكيبائي كردن) مي توان به كلمه جديد «دؤزۆم» رسيد كه يك اسم به معناي شكيبائي و صبر است. يا از چسبيدن پيوند «يون» به انتهاي مصدر «يوماق» (شستن) ، به مصدر جديد «يويونماق» (استحمام كردن) مي رسيم.
    پيوندها از اين نظر در چهار شكل ظاهر مي شوند:
    الف : اسم + پيوند = اسم (مانند : يۏل + چو = يۏلچو)
    ب : اسم + پيوند = فعل (مانند : ايش + له = ايشله)
    ج : فعل + پيوند = اسم (مانند : بؤل + وم = بؤلۆم)
    د : فعل + پيوند = فعل (مانند : بيش + ير = بيشير)

    در درس اسم و فعل و نحوه خلق اسمها و فعلهاي جديد از ريشة اسمي يا فعلي به تفصيل روي اين مبحث صحبت خواهد شد.

    پيوندهاي تصريفي و توصيفي
    از ميان چند نمونه پيوند ذكر شده ملاحظه نموديد كه بعضي آنها در ماهيت و ذات كلمه تغييري ايجاد نمي كنند ، مانند پيوند جمع «لار». كلماتي مانند «آغالار ، باجيلار» از ريشه اصلي خود دور نشده اند و همان معناي «آغا ، باجي» را حفظ كرده اند. به عبارتي رابطه نزديكي بين ريشه و كلمه جديد وجود دارد. اين نوع پيوندها را «پيوندهاي تصريفي» مي ناميم. پيوندهاي تصريفي جهت آماده سازي كلمات براي انجام نقش گرامري و ايجاد همبستگي ميان عناصر مختلف كلام مورد استفاده قرار مي گيرد. اين نوع پيوندها كاري به معناي كلمه ندارند و آنرا از ماهيت اصلي دور نمي كنند. يعني ضمن انجام وظيفه خود ، ذات و ماهيت ريشه را حفظ مي كنند. اين نوع پيوندها حالتي گذرا و موقتي دارند و دامنه شمول آنها گسترده است. از جمله پيوندهاي تصريفي در تركي مي توان گفت:
    اسمي : پيوند جمع ، پيوندهاي ملكي ، پيوندهاي حالت ، پيوند استفهام
    فعلي : پيوندهاي وجه ، زمان ، شخص
    (فعلاً نگران اين اصطلاحات نباشيد. آنها را در درس مربوطه خواهيم گفت)
    در كنار اين نوع پيوندها ، پيوندهائي هم وجود دارند كه ذات و ماهيت ريشه را تغيير مي دهند و جزو ذات كلمه جديد مي شوند. در پيوندهاي تصريفي ديديم كه قيزلار ، منيم ، سنين و ... نمي توانند كلمه جديد باشند ولي در اينجا پيوندي مانند «ار» در «آچار» كلمه جديدي ساخته است كه هرچند خويشاوندي با ريشه «آچماق» دارد ولي يك هويت جديد و مستقل از ريشه خود دارد. اينگونه پيوندها «توصيفي» هستند. اين پيوندها مانند پيوندهاي تصريفي ، گذرا و موقتي نيستند و براي هميشه با كلمه جديد مي مانند ولي دامنه شمول كمتري نسبت به تصريفي دارند. مثلاً در آنجا پيوند «لار» به انتهاي هر كلمه اي مي آيد ولي در اينجا «ار» به انتهاي هر كلمه اي نمي تواند بيآيد.
    همانطور كه ذكر شد ، اين نوع پيوندها مي توانند فعل را به اسم و بالعكس تبديل كنند و از اسم يا فعل ، اسم و فعل جديد بسازند.

    توالي پيوندها در تركي
    اصل توالي پيوندها از ويژگي هاي بارز زبان تركي است. به تسلسل پيوندها در اين كلمات دقت كنيد: «باشاريقسيزليغيميزداندير ، يويونمالييام ، سوسوزلاميشام ، آلاجاقليسان»
    چرا نمي توان گفت: «باشاريقليغسيزيميزداندير ، يويونلي ماييم ، سوسوزميشاملا ، آلالياجاقسان»؟
    براي اينكه پيوندها در تركي داراي قانون و روشي جهت تسلسل و پشت سر هم قرارگيري هستند.
    طبق اين اصل:
    «هرچه دامنه شمول و حدود عمل پيوندها محدودتر باشد ، به ريشه نزديكتر و هرچه عامتر و گسترده تر باشند ، از ريشه دورتر خواهند بود».
    با پذيرش اين اصل و با عنايت به تعريف پيوندهاي تصريفي و توصيفي مي توان نتيجه گرفت كه پيوندهاي توصيفي در چسبيدن به ريشه در اولويت قرار دارند. چراكه دامنه شمول محدودتري دارند. لذا «آل+اجاق+لي» صحيح و «آل+لي+آجاق» اشتباه است.
    غير از بحث تقدم پيوندهاي توصيفي بر تصريفي ، در ميان خود اين پيوندها نيز تقدم و تأخر وجود دارد. مثلاً در انواع پيوندهاي تصريفي ، پيوند جمع بر پيوند ملكي مقدم است. لذا «قيزلارين» صحيح است و «قيزينلار» اشتباه.

    ANA YURDUM AZERBAYCAN

    آنا یوردوم آذربایجان


  6. The Following 3 Users Say Thank You to azarbayjan For This Useful Post:

    Bobi (Saturday 3 April 2010-1), tarkan (Sunday 4 April 2010-1), yurd sevan (Friday 27 February 2009-1)

  7. #14
    müdürlər naziri azarbayjan's Avatar
    Qeydiyyat
    Apr 2008
    Ünvan
    Azərbaycan
    İsmarıclar
    948

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,432,294
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    3,548
    Thanked 2,033 Times in 649 Posts

    Əsas seçim

    درس ششم : فعل (1)
    فعل در تركي
    مبحث فعل در تركي به خاطر گستردگي در سه درس تدريس مي شود. در قسمت نخست از اين بخش ، مي خواهيم فعل در تركي ، انواع آن از نظر ساختار ، انواع آن از لحاظ نحوي و نحوه ساختن فعل در تركي را بيآموزيم.
    [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]، «فعل ، به وقوع يا انجام كاري در زمان خاص دلالت دارد». فعل ، شامل تمام اشكال وقوع و حدوث و تغييرات و تبديلات و جنبشهايي است كه موجودات زنده يا بي جان ، مادي يا معنوي در بستر زمان و مكان از خود بروز مي دهند يا آنرا مي پذيرند. با فعل ، يك جمله معنا و مفهوم پيدا مي كند.
    نشانه مصدري در تركي «ماق/مك» است كه بنا به قوانين آوائي ، «ماق» در انتهاي افعال ثقيل و «مك» در انتهاي افعال ظريف مي آيد. در گويش آذربايجان اين نشانه جاي خود را به «ماخ/مخ» داده است كه صحيح نيست. حتي در گويش زنجان تنها از يك نشانه مصدرساز «ماخ» استفاده مي شود و در انتهاي تمام افعال چه ثقيل و چه ظريف ، «ماخ» مي آورند كه قوانين آوائي را به هم مي ريزد.
    بحث [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]در تركي را عامل گستردگي آن و باعث عرض اندام كردن آن در ميان زبانهاي بزرگ جهان مي داند. دنياي گسترده فعل در تركي آنچنان قانونمند و روشمند است كه دنياي محقر و كوچك افعال فارسي با كمتر از صد فعل آنچنان نيست. اگر در فارسي 20 تا 30 فعل تك هجائي وجود دارد كه آنهم با اضافه شدن «ب» به ابتداي آن بايد دو هجائي شود و بقيه 60-50 فعل آن چند هجائي است ، زبان تركي فقط ششصد فعل تك هجائي دارد و نزديك به سه هزار فعل دو هجائي در خود جاي داده است.


    تقسيم بندي ساختاري فعل تركي
    فعل در تركي از نظر ساختاري سه گونه است:
    الف ـ فعل اصلي (آنا فعل)
    اين فعلها غالباً تك هجايي هستند و اجزاي كوچكتري در دل خود ندارند. مانند: چيخ (بالا بيا) ، يئن (پائين برو) ، آش (يك بلندي را بالا بيا و دوباره پايين برو) ، دؤز (صبر كن) ، آت (بيانداز) ، دۆز (بچين) ، تاخ (بيآويز) ، ياز (بنويس) ، ايچ (بنوش) ، يئ (بخور)
    [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]


    ب ـ فعل مشتق (دوزلمه فعل)
    به عنوان يك فعل جاافتاده و مستقل مي پذيريم ولي در اصل با كمك پيوند از روي اسم يا فعل خلق شده اند. اين نوع افعال غالباً دو هجائي هستند. مانند: گؤزت (مواظب باش) ، بوشا (طلاق بده) ، باشلا (شروع كن) ، ديشله (گاز بگير) ، ياغلا (روغن كاري كن) ، آلدير (بده برايت بخرند) ، ياندير (بسوزان). افعال مشتق مذكور به ترتيب از ريشه هاي زير ساخته شده اند: گؤز (چشم) ، بوش (خالي) ، باش (سر) ، ديش (دندان) ، ياغ (روغن) ، آل (بخر) ، يان (بسوز)
    yandır - aldır - yağla - dişlə - başla - boşa - gözət
    yan - al - yağ - diş - baş - boş - göz


    در درسهاي قبلي اشاره كرديم به نظريه اي كه مي گويد: زبان تركي تك هجائي است و اگر بعضي كلمات آن دو هجائي است بايد ريشه تك هجائي آنرا از تاريخ پيدا كنيم. يكي از عوامل دو هجائي شدن كلمات تركي همين افعال مشتقي است كه بسياري از آنها را مانند مثال فوق تشخيص مي دهيم كه از ريشه تك هجائي تشكيل شده اند. بعضي ها را احتمال مي دهيم كه به نوعي از يك ريشه تك هجائي تشكيل يافته اند اما مانند مثالهاي [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]گريه. بعضي از افعال نيز معلوم نشده است داراي چه ريشه تك هجائي هستند. مثلاً دانيش (صحبت كن) آيا واقعاً به دان (منكر شو) ربطي دارد؟ آيا گتير (بيآور) در اصل گلتير يا گلدير بوده است كه نوعي متعدي از فعل گل (بيا) است؟ به هر حال اين امر قابل بررسي است.
    پس از تعريف فعل مركب ، سراغ پيوندهايي خواهيم رفت كه براي ساختن فعل در تركي مورد استفاده قرار مي گيرند و ما در درس قبلي آنرا قول داده بوديم.


    ج ـ فعل مركب (قوشولما فعل)
    فعل مركب در تركي مانند ديگر زبانها از همراهي يك اسم با يك فعل به وجود مي آيد و اكثراً داراي فعل معين است. فعل مركب در تركي چهار نوع است:
    ج ـ 1: تركيب با مشتقات فعل كمكي «ايمك». اين فعل اكنون در تركي استفاده نمي شود ولي تركيبات آن مانند «ايميش ، ايدي» كاربرد فراوان دارد. مانند: يازميش ايدي ، گلميش ايديك ، آلسايديق
    توصيه مي شود در زبان نوشتار ، «يازميش ايدي ، آلميش ايدي» بنويسيد نه «يازميشدي ، آلميشدي». almışdı - yazmışdı
    ج ـ 2: تركيب با فعلهاي معين «اوْل ، ائت ، ائله ، ائيله». مانند: حاضير اوْل ، ترك ائت (تركيت!) ، ناز ائله
    ج ـ 3: تركيب با فعل «بيل» بصورت تركيب يك فعل با صداي «آ/ا» و سپس «بيل»: يازا بيلمك (توانائي به نوشتن) ، دؤزه بيلمك (توانائي تحمل) ، اوچا بيلمك (توانائي پرواز) uça bilmək - dözə bilmək - yaza bilmək
    ج ـ 4: تركيب ساده اسم با فعل. البته همه جا فعل داراي يك فاعل است ولي در اينجا معناي صريح ندارد و نمي توان برداشت مستقيم از آن كرد. مانند: گؤز قويماق (كنترل كردن و مواظبت نمودن) ، گؤزه گلمك (به چشم آمدن) ، گؤزدن دوشمك (از چشم افتادن). همانطور كه از معاني فارسي هم مشهود است ، از چشم افتادن به معناي افتادن يك قطره اشك از چشم نيست. گؤزه گلمك (به چشم آمدن) به معناي آمدن يك چيز به داخل چشم نيست! gözə gəlmək - gəzdən düşmək - göz qoymaq
    در اينجا به نكته اي دقت كنيم. گاهي ضمن داشتن افعال اصلي يا مشتقي تنها به خاطر عدم آشنائي يا گرته برداري از فارسي ، از افعال مركب استفاده مي كنيم كه بهتر است عادت و تمرين كنيم تا آنها را كم كم اصلاح كنيم. مانند: پئشمان اولماق (پئشمانلاماق) ، صبر ائله (دؤز) ، مواظب اول (گؤزت) ، قارا اولدو (قارالدي) ، زخمي اولدو (يارالاندي) ، داوا ائله دي (ساواشدي)
    savaşdı - yaralandı - qaraldı - gözət - döz - peşmanlamaq


    پيوندهاي فعلساز
    پيوندها در تركي مي توانند به فعل ، اسم ، صفت ، عدد و حتي صداهاي طبيعي بچسبند و فعلي جديد ، اسمي جديد و يا صفتي جديد بسازند. فعلهائي كه با كمك پيوندها ساخته مي شوند ، در دو گروه بررسي مي شوند. فعلهائي كه از يك اسم (به معناي عام) به وجود مي آيند و فعلهائي كه از يك فعل ديگر و اينبار با معنا و نقشي ديگر خلق مي شوند.
    پيوندها در تركي بسيار متنوع و گسترده است و پرداختن به همه آنها لازم نيست. تعدادي از آنها نيز بصورت نادر و شاذ استفاده مي گردند. با شناختن پيوندها ، نيمي از راه مربوط به كشف ريشه لغات تركي پيموده مي شود و با شناختن ريشه تك هجائي آن مي توان آن كلمه را ريشه يابي نمود. لذا به دانشجويان توصيه مي شود ، هميشه نسبت به لغات تركي حساس باشند و تا به لغات تركي مي رسند آنرا به اجزاي پيوندي و ريشه اي تجزيه كرده و سپس آنرا تحليل كنند.
    براي آشنائي با كار ، اين دو نوع تركيب را بررسي كرده و متداولترين پيوندهاي آنرا ارائه مي دهيم:


    فعل = اسم + پيوند
    * آ/ا : ياشاماق ، بوشاماق ، قيناماق ، ساناماق ، اله مك
    * آت/ات : گؤزتمك ، اؤيرتمك ، دۆزتمك ، ياراتماق ، گئنتمك ، داراتماق ، ياراتماق
    * آر/ار : باشارماق ، بئجرمك ، كؤزرمك ، اوْتارماق ، سووارماق ، آغارماق ، قيزارماق
    * آش/اش : ساواشماق ، ياناشماق
    * آل/ال : چوخالماق ، آزالماق ، دوزلمك ، دينجلمك ، بوشالماق
    * ايلدا/ايلده/اۆلده/اولدا : جۆكۆلده مك ، تاقيلداماق ، تاپيلداماق
    * قير/قور/گير/گۆر : آسقيرماق ، قيشقيرماق ، ايشقيرماق ، اؤسگۆرمك
    * لا/له : داشلاماق ، آغلاماق ، باغلاماق ، ديشله مك ، باشلاماق ، ايزله مك
    * لان/لن : باغلانماق ، ديشلنمك ، باشلانماق


    فعل = فعل + پيوند
    * آر/ار : قوپارماق
    * يز/يْز.وز/ۆز : قالخيزماق ، اميزمك ، داميزماق ، داديزماق ، اودوزماق ، قورخوزماق
    * يق/وق/يك.ۆك : يانيقماق ، سينيخماق ، بئزيكمك ، گؤروكمك ، قاريخماق
    * يل/يْل/ول/ۆل : يورولماق ، بورولماق ، قوولماق ، گؤتورمك
    * نا/نه : اسنه مك ، قايناماق
    * دير/ديْر/دور/دۆر : انديرمك ، يانديرماق ، قوْشدورماق ، سۆردۆرمك
    * اي/ايْ/او/اۆ : سۆرۆمك

    ANA YURDUM AZERBAYCAN

    آنا یوردوم آذربایجان


  8. The Following 3 Users Say Thank You to azarbayjan For This Useful Post:

    Bobi (Saturday 3 April 2010-1), tarkan (Sunday 4 April 2010-1), yurd sevan (Friday 27 February 2009-1)

  9. #15
    müdürlər naziri azarbayjan's Avatar
    Qeydiyyat
    Apr 2008
    Ünvan
    Azərbaycan
    İsmarıclar
    948

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,432,294
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    3,548
    Thanked 2,033 Times in 649 Posts

    Əsas seçim

    درس هفتم : فعل (2)
    1_ فعل از نظر نحوي
    از نظر نحوي از چند منظر مي توان به فعل نگاه کرد: لازم يا متعدي بودن ، معلوم يا مجهول بودن ، مثبت يا منفي بودن ، فعل اشتراکي ، فعل عطفي ، فعل اجباري.
    در ابتداي مبحث دوم از فعل مي خواهيم فعل را از منظر نحو بشناسيم:
    1_1: فعل لازم و متعدي
    فعل متعدي نياز به مفعول دارد ولي فعل لازم بي نياز از مفعول مي باشد. براي يافتن نوع فعل از اين نظر کافيست قبل از آن فعل «کيمي؟ ، نه يي؟» (چه کسي را؟ ، چه چيزي را؟) را بيآوريم و به آن پاسخ دهيم. براي نمونه نمي دانيم افعال «گئتمک ، يئمک ، آپارماق ، قاچماق» لازم هستند يا متعدي. کافيست آزمون فوق را اجرا کنيم: «کيمي گئتمک! ، نه يي يئمک (غذاني يئمک) ، نه يي آپارماق (کيتابي آپارماق) ، کيمي قاچماق!». ملاحظه مي شود که دو فعل گئتمک و قاچماق در اين سئوال نمي گنجند. لذا اين دو لازم هستند و يئمک و آپارماق افعال متعدي اند.
    البته بعضي افعال در مرز اين دو تعريف قرار دارند و گاهي از گروه افعال لازم هستند و گاهي ممکن است نقش افعال متعدي را به خود بگيرند. مثلاٌ فعلي مانند «آچماق» در جمله اي مانند «قاپيني آچدي» نقش متعدي دارد اما در جمله اي مانند «گۆل چيچک آچدي» نقش لازم دارد. اين نوع افعال را افعال دووجهي گويند.


    1_1_ الف : تبديل فعل لازم به فعل متعدي
    در زبان ترکي به روشهاي متنوعي مي توان فعل لازم را به فعل متعدي تبديل نمود. در اين روشها يک پيوند به انتهاي فعل لازم چشبيده و فعل متعدي ساخته مي شود. اين پيوندها عبارتند از:
    o «ت» : با الحاق «ت» به انتهاي فعلهاي لازم «چۆرومک (فاسد شدن) ، قورخماق (ترسيدن) ، اوتورماق (نشستن)» خواهيم داشت: «چۆروتمک (فاسد کردن) ، قورخوتماق (ترساندن) ، اوتورتماق (نشاندن)» که همگي فعل متعدي هستند.
    o «ار» : با الحاق «ار» به انتهاي افعال لازمي چون «چيخماق (درآمدن) ، قوپماق (قطع شدن)» به افعال متعدي «چيخارماق (درآوردن) ، قوپارماق (قطع کردن)» مي رسيم.
    o «ير» : با پيوستن اين پيوند به انتهاي افعال لازمي مانند «قاچماق (فرار کردن) ، بيشمک (پخته شدن)، اوچماق (خراب شدن)» مي توان به افعال متعدي «قاچيرماق (فراري دادن) ، بيشيرمک (پختن)، اوچورماق (خراب کردن)»رسيد.
    o «يرت» : اين پيوند تركيبي از دو پيوند «ير» و «ت» و با همان نقش است. با پيوستن اين پيوند به انتهاي افعال لازمي مانند «قاچماق (فرار کردن) ، بيشمک (پخته شدن)، اوچماق (خراب شدن)» مي توان به افعال متعدي «قاچيرتماق (فراري دادن) ، بيشيرتمک (پختن)، اوچورتماق (خراب [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]براي همين در هر دو حالت را مي توان استفاده کرد و هر دو صحيح است.
    o «دير» : نسبت به بقيه پيوندها استفاده بيشتر و متداولتري دارد. جالب است که اين پيوند هم به انتهاي فعل لازم مي چسبد و هم به انتهاي فعل متعدي. البته با اين تفاوت که فعل لازم را متعدي مي کند و فعل متعدي را اجباري ، و اين از توانمنديهاي زبان ترکي است. مثلاً افعال لازم «گۆلمک (خنديدن) ، باريشماق (آشتي کردن) ، يانماق (سوختن)» به کمک اين پيوند به افعال متعدي «گۆلدورمک (خنداندن) ، باريشديرماق (آشتي دادن) ، يانديرماق (سوزاندن)» تبديل مي گردند اما افعال متعدي «ايچمک (نوشيدن) ، يئمک (خوردن) ، آلماق (خريدن)» به واسطه اين پيوند مي توانند افعال اجباري «ايچديرمک (مجبور کردن به نوشيدن) ، يئديرمک (مجبور کردن به خوردن) ، آلديرماق (مجبور کردن به خريدن)» را خلق کنند.
    o «يز» : از متعدي سازان کم نقش و نادر است ولي به هرحال در ادبيات ما جايي براي خود دارد. اگر در جايي مي خوانيم: «قالخيزماق (خود را بلند کردن و بپا خاستن) ، اميزديرمک (شير خوراندن) ، دويوزماق (خود را سير کردن) ، قورخوزماق (ترس فرا گرفتن) » ، اين افعال صورت متعدي از افعال لازم «قالخماق (بپا خاستن) ، اممک (شير خوردن) ، دويماق (سير شدن) ، قورخماق (ترسيدن) » هستند.


    1_2: فعل معلوم و مجهول
    در جمله اي با فعل معلوم ، جمله داراي فاعل است اما اگر فعل آن مجهول باشد ، فاعلي در جمله ديده نخواهد شد و فعل با مفعول در تعامل خواهد بود. اگر فعلي مجهول باشد ، ناگزير بايد از نوع فعل متعدي باشد.
    با الحاق يکي از پيوندهاي چهارگانه «ين» و «يل» به انتهاي فعل متعدي ترکي مي توان فعل مجهول ساخت. براي نمونه از روي افعال متعدي «يازماق (نوشتن) ، يئمک (خوردن) ، بوغماق (غرق کردن) ، بيلمک (دانستن) ، اوخوماق (خواندن)» به افعال مجهول «يازيلماق (نوشته شدن) ، يئييلمک (خورده شدن) ، بوغولماق (غرق شدن) ، بيلينمک (کشف شدن) ، اوخونماق (خوانده شدن)» مي رسيم.


    1_3: فعل منفي و مثبت
    در ترکي با ترکيب فعل و پيوند دوگانه «ما/مه» مي توان فعل را منفي کرد. براي نمونه مي توان افعال مثبت «آلماق (گرفتن) ، باخماق ، دورماق (ايستادن) ، دئمک (گفتن) ، ايچمک (نوشيدن)» را به افعال منفي «آلماماق (گرفتن) ، باخماماق ، دورماماق (ايستادن) ، دئمه مک (گفتن) ، ايچمه مک (نوشيدن)» تبديل کرد. در واقع «ما/مه» بعد از بن همان پيوند منفي ساز است و «ما/مه» دومي صائت اول نشانه مصدري «ماق/مک» است.
    توجه: با چسبيدن =يوند «ما/مه» به انتهاي فعل ممكن است اسم و صفت نيز درست شود. آنرا با فعل منفي اشتباه نگيريم. مانند: سۆرتمه ، چكمه ، قييما (قئيمه) ، قوورما ، دولما ، سۆرمه ، ساچما ، يۆرتمه ، دۆگمه ، تسمه


    1_4: فعل اشتراکي (قارشيليق)
    در زبان عربي بابي داريم به نام «مفاعله» که هر فعلي در آن قالب بيآيد ، نقش دو طرفه مي گيرد ، مانند: مناظره ، مباحثه ، مصاحبه ، متارکه ، منازعه ، مباهله و ... . اين قابليت در زبان ترکي با الحاق پيوند چهارگانه «يش» به انتهاي فعل ساخته مي شود. مثلاً براي افعال «وورماق (زدن) ، قووماق (راندن) ، سورماق (پرسيدن) ، دئمک (گفتن) » مي توان به افعال مشارکتي زير رسيد: «ووروشماق (زدو خورد کردن) ، قوووشماق (با هم به رقابت پرداختن) ، سوروشماق (سئوال و جواب کردن) ، دئييشمک (با هم بحث و جدل کردن) ».
    اگر فعل به صائت «آ/ا» ختم شود ، خصوصاً فعلهاي مشتقي که از «لا/له» ساخته مي شوند ، از پيوند «ش» به تنهائي استفاده مي کنيم. براي نمونه فعل «آغلاماق» (گريستن) را در نظر مي گيريم که حرف آخر بن آن صائت «آ» است. لذا فعل مشارکتي آن «آغلا+ش+ماق» يا آغلاشماق مي شود. به همين ترتيب داريم: ياناشماق ، ساواشماق ، قاراشماق ، قوجاقلاشماق.


    1_5: فعل عطفي يا بازگشتي (قاييديش)
    اين نوع فعل نيز از شگردهاي زبان ترکي است. در اين فعل نتيجه فعل به صاحب آن فعل بازمي گردد. پيوند چهارگانه «ين» در انتهاي بن فعل ظاهر شده و اين معني را به فعل مي دهد. مثلاً براي افعالي مانند «يوماق (شستن) ، دئمک (گفتن) ، سۆرمک (هل دادن) ، اريمک (آب شدن) ، سويماق (پوست کردن)» مي توان به افعال جديد زير رسيد که داراي نقشي متفاوت با فعل اصلي ولي همخانواده با آن مي باشد: «يويونماق (استحمام کردن) ، دئيينمک (زير لبي چيزي گفتن) ، سۆرونمک (يک پا ـ دو پا کردن و به تأخير انداختن) ، ارينمک (تنبلي و سستي کردن) ، سويونماق (لباس درآوردن)».


    2ـ افعال قيدي
    با اضافه شدن پيوند به انتهاي آن به شکل قيود زماني ، کيفيت ، علت و ... درآمده و در کوتاهي جملات ترکي نقش بسيار حائز اهميتي پيدا مي کند. مانند: ياز گلنده (وقتي بهار مي آيد) ، باخاندا (وقتي نگاه مي کند) ، گؤرجک (همين که نگاه کرد).
    اين قيود در دو گروه قيود زماني و قيود کيفيتي و حالتي بحث مي شوند.
    2ـ1: قيود زماني
    چند پيوند در زبان ترکي اين وظيفه را برعهده مي گيرند که در اينجا به اهم آن اشاره مي شود:
    o «آندا/انده» :که به انتهاي فعل چسبيده و کلماتي مانند: آچاندا (هنگام باز کردن) ، گلنده (هنگام آمدن)، باخاندا (هنگام نگاه کردن) درست مي کنند.
    o «ديقدا/ديکده» که مي تواند افعال قيدي مانند : «گؤردوکده (به محض ديدن) ، چيخديقدا (به محض بيرون آمدن)» درست کند.
    o «کن» که بسيار متداول است و جزو نادرترين پيوندهايي است که به يک صورت ظاهر مي شود. مانند: آلارکن (ضمن گرفتن ، همينکه گرفت)
    o «جاق/جک» : امروزه کمتر استفاده مي شود و اگر هست در حد شعر استفاده مي شود. مانند: گؤرجک (به محض ديدن) ، آلجاق (به محض گرفتن)
    o «جاغين/جگين» : امروزه جاي پيوند فوق را گرفته است. مانند: گؤرجگين (به محض ديدن) ، آلجاغين (به محض گرفتن)
    o «ديقجا/ديکجه» : گؤردوکجه (هر بار که ديده مي شد)
    o «اينجا/اينجه» : آلينجا (تا وقتي او بگيرد) ، گلينجه (تا زماني که او بيآيد)


    2ـ2: قيود حالتي ، کيفيتي ، علتي
    چند پيوند در زبان ترکي اين وظيفه را برعهده مي گيرند که در اينجا به اهم آن اشاره مي شود:
    o «يب» : از تکرار ضمير در دو فعل متوالي جلوگيري کرده و با نشستن به جاي ضمير فعل نخست جمله را شيوا مي نمايد. مانند «آلدي گئتدي» (گرفت و رفت) که به «آليب گئتدي» تبديل مي شود. به همين ترتيب: «باخيب دوردو ، قاچيب دۆشدو ، آغلاييب يالواردي».
    o «آراق/ارک» : در آذربايجان امروزه عادت دارند بگويند: «قاچا قاچا» (دوان دوان) ، آغلايا آغلايا (گريان گريان) ، ولي در ترکي ادبي با اضافه شدن اين پيوند به انتهاي کلمه اين نقش ايفا مي شود. مانند: قاچاراق (ضمن دويدن) ، آلاراق (ضمن گرفتن) ، گۆله رک (ضمن خنديدن) ، گئده رک (ضمن رفتن)
    o «بان/بن» : آغلايابان (گريه كنان ، ضمن گريه) ، گۆله بن (ضمن خنديدن)
    o «آلي/الي» : من آلالي (همينكه گرفتم ، بجاي آنكه من مي گرفتم) ، سن باخالي (به محض اينكه نگاه كردي)
    o «مادان/مه دن» : من آلمادان سن آلدين (بجاي آنكه من مي گرفتم ، تو گرفتي)
    o «آ/ا» : در انتهاي دو فعل متوالي مي آيد: آلا قاچا (بگيرد و فرار كند) ، گله باخا (بيآيد و نگاه كند). اين پيوند نقش «يب» را بازي مي كند و همان معنا را مي دهد. يعني فرق نمي كند بگوئيم: «آلا قاچا» يا «آليب قاچا».
    o «آرـماز / ارـمز» : يك فعل دو بار تكرار مي شود. به انتهاي اولي پيوند زمان دائم «آر/ار» مي آيد و در انتهاي دومي پيوند انكار دائمي «ماز/مز». مثلاً از «گلمك» (آمدن) داريم: گلر ـ گلمز (آمد نيآمد). براي نمونه مي توان گفت: تعارفين گلر گلمزي وار (تعارف آمد نيآمد دارد) ، شانسين دوتار دوتمازي وار (شانس بگير نگير دارد).


    3ـ وجوه فعلي
    وجه فعلي نيز در زبانهاي مختلف متفاوت است. وجه فعلي چنان مهم است كه گاهي مي تواند مستقلاً نقش فعلي بازي كند. هر زباني از اين لحاظ گسترده باشد ، مي تواند امتيازي به نفع آن زبان از نظر گستردگي و تنومندي باشد.
    در زبان تركي وجوه فعلي با الحاق به فعل ، يك نقش مستقل بازي مي كنند و گويا نمي توان آنرا به عنوان يك فعل مشتقي و تركيبي درنظر گرفت. وجوه تركي بسيار متنوع است و مانند مباحث گذشته تنها براي اشاره به موارد مهم آن رضايت مي دهيم.


    3ـ1: وجه خبري يا شهودي فعل
    گوينده بلاواسطه انجام فعل را از جانب خود نقل مي كند. مي تواند در تمام زمانها (كه در درس آتي خواهيم گفت) بيآيند. مثلاً در ماضي استمراري داريم: «يازيرديم» و در ماضي بعيد هم داريم: «يازميشديم».


    3ـ2: وجه نقلي (روايي ، غيرشهودي) فعل
    برخلاف وجه خبري با واسطه و از زبان ديگري نقل مي شود و گويا گوينده قطعيتي درباره آن ندارد. در زمانهاي آينده در گذشته غيرقطعي نقلي ، ماضي بعيد و ... كاربرد دارد. مانند: يازميشام ، يازميش ايديم. اين وجه با تركيبات «ايميش» شناخته مي شود.


    3ـ3: وجوه شك ، التزام ، تمنا ، آرزو ، تأكيد ، نصيحت ، امر در فعل
    از نظر محتوا شبيه هم هستند و در ازمنه مختلف مي آيند: يازسييام ، يازسيميشام ، يازيم ، يازام


    3ـ4: وجه استمراري فعل
    تمام فعلهائي كه در آن حالت استمرار و تداوم وجود دارد ، وجه استمراري دارند. مانند: يازارديم ، يازيرديم ، يازار ايميشام ، يازماقدايديم ، يازماقدايام ، يازماقدايميشام


    3ـ5: وجه شرطي فعل
    در تمام زمانها وجه شرطي با نشانه «سا/سه» مي تواند بيآيد. مانند: يازسام ، يازديمسا ، يازميشامسا ، يازمالييامسا. در محاوره كمتر از حالتهاي اخير استفاده مي شود. گاهي از نشانه شرط فارسي «اگر» استفاده مي شود و حتي گاهي هم دو علامت استفاده مي شود. مانند: اگر آلسام! اگر يازديم ، كه اشتباه است.
    نشانه شرط تركي ممكن است به اسم نيز اضافه شود. مانند: سو سرين سه منه وئر (اگر آب خنك است ، به من هم بده) ، يوخسا (اگرنه ، وگرنه) ، حسن سه قاپيني آچ (اگر حسن است ، در را باز كن)


    3ـ6: وجه توانائي فعل
    به كمك قعل كمكي «بيلمك» مي توان مفهوم توانائي را در فعل آورد. پيوند «آ/ا» به بن فعل چسبيده سپس تركيبات بيلمك در زمانها و اشخاص مختلف مي آيد. مانند: آتا بيلمه رم (نمي توانم رها كنم) ، باخا بيلمز (هرگز نمي تواند نگاه كند) ، يازا بيلنمه رم (نمي توانم بنويسم) ، يازا بيله جيميشم (نگو مي توانستم بنويسم ولي ننوشتم)


    3ـ7: وجه استفهامي فعل
    نشانه سئوال در تركي پيوند چهارگانه «مي» است كه در تركي آذربايجان رها شده است و تنها در اشعار مي توان آنرا ديد: آلدينمي (آيا گرفتي؟) ، گؤردونمۆ (آيا ديدي؟) ، يئدينمي (آيا خوردي؟). اين پيوند نيز در تمام ازمنه فعلي مي تواند بيآيد.


    4: صفات فعلي
    صفات فعلي از فعل ساخته مي شود و خصوصيات موصوف را كه فاعل و مفعول است ، بيان مي دارد.


    4ـ1: حالت صفت فاعلي
    از پيوستن «آن/ان» به بن فعلي ساخته مي شود و فاعل مي سازد: باخان (نگاه كننده) ، آلان (گيرنده) ، گئدن (رونده) ، يئين (خورنده).
    جالب اين است كه در تركي مي توان از فعل منفي نيز صفت فاعلي ساخت: باخمايان (آنكه نگاه نمي كند) ، آلمايان (آنكه نمي گيرد) ، گئتمه ين (آنكه نمي رود) ، يئمه ين (آنكه نمي خورد).


    4ـ2: حالت صفت مفعولي
    به اشكال مختلفي ساخته مي شود كه در اينجا اشاره مي شود:
    * [Forumda Tapılan Linkleri təkcə üzvlərimiz Görə bilər. ]
    * بن فعل + ديقيم/ديگيم : باخديغيم (آنچه نگاهش كرده ام) ، آلديغيم (آنچه خريده ام) ، گئتديگيم (آنچه رفته ام) ، يئديگيم (آنچه خورده ام)
    * بن فعل + آجاق/اجك : باخاجاق (نگاه كردني) ، آلاجاق (گرفتني) ، گئده جك (رفتني) ، يئيه جك (خوردني)
    مورد اخير را نبايد با قعل آينده تركي اشتباه كنيم.


    4ـ3: حالت وجوبي فعل
    از تركيب بن فعل با «مالي/مه لي» به وجود مي آيد. مانند: باخمالي (قابل نگاه كردن ، آنچه بايد نگاه كرد) ، آلمالي (قابل گرفتن ، آنچه گرفتني است) ، گئتمه لي (قابل رفتن ، رفتني) ، يئمه لي (قابل خوردن ، خوردني)

    ANA YURDUM AZERBAYCAN

    آنا یوردوم آذربایجان


  10. The Following 3 Users Say Thank You to azarbayjan For This Useful Post:

    Bobi (Saturday 3 April 2010-1), tarkan (Sunday 4 April 2010-1), yurd sevan (Friday 27 February 2009-1)

  11. #16
    yeni üzv sae1's Avatar
    Qeydiyyat
    Mar 2010
    İsmarıclar
    1

    Level: 9 
    Təcrübə: 786
    Next Level: 1,000

    Thanks
    1
    Thanked 0 Times in 0 Posts

    Əsas seçim

    salam
    tabel doesnt seen.

+ Reply to Thread

Visitors found this page by searching for:

آموزش زبان آذري

آموزش زبان تركي

آموزش زبان آذری

آموزش زبان ترکی آذری

آموزش زبان ترکی

اموزش زبان اذری

آموزش ترکی آذری

آموزش زبان ترکی آذربایجانی

اموزش زبان تركي

اموزش زبان اذري

SEO Blog

Tags for this Thread

Bölmədə hüquqlarınız

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts